![]() |
|
٭ در قلب ها
به مادر گفتم:((این خدایی که تو گفتی باید همه جا باشد پس چرا در خانه ی ما نیست؟ مگر نگفتی ،او از همه مهربانتر است و همه جا مواظب ماست، پس چرا من حتی او را،توی خواب هم، نمی بینم؟ پس چرا هیچ وقت،هر چه قدر هم دعا می خوانم ، جوابم را نمی دهد؟ من که می بینم تو همیشه داری او را دعا می کنی، پس خودش کجاست؟)) مادر با مهربانی گفت:((می دانی؛او رنگ گل هاست بهار و باغ و غنچه ها ،نشانه ی لطف خداست توی سادگی،در مهربانی در آفتاب گرم و سرخ هم می شود خدا را دید ولی جای او فقط توی قلب ماهاست توی هر کاری خودت را بسپار دست خدا و یادت باشد: هیچ وقت ، هیچ کس را ، با هیچ کاری نرنجانی!)) ویلیام ای. کافمن نوشته شده در ساعت 3:14 PM توسط فرشته نجات
Comments:
Post a Comment
|